سفارش تبلیغ
صبا

بی سروسامان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على نبیّنا و حبیب قلوبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین.
 خداى متعال را سپاسگزاریم که این توفیق را داد که در طول چند روز، با قشرهاى مختلف مردم عزیز این استانِ پرخیر و برکت، دیدارهاى صمیمى و سرشار از لطف و صفا و محبت داشته باشیم. این جلسه‌ى امروز مجموعه‌اى از خدمتگزاران مردم در این استان عزیز هستند، و همچنین نمایندگان قشرهاى گوناگون که در این استان فعالند. بنابراین، این جمع، جمع بسیار مغتنمى است.
 مطالبى که دوستان در اینجا بیان کردند، هر کدام از جهتى مطالب جالب و قابل توجهى بود. آنچه که ما میخواهیم عرض کنیم، دو سه نکته‌ى تأثیرگذار است؛ که اگر همه‌ى ما به این نکات توجه کنیم، شاید ان‌شاءالله براى آینده‌ى استان داراى خیر باشد.
 نکته‌ى اول این است که نفس خدمتگزارى براى آحاد مردم، یک نعمت الهى است؛ یک موهبت است؛ حالا چه خدمتگزارى در مجموعه‌هاى رسمى باشد - مثل همین مسئولیتهائى که دوستان و برادران و مدیران در استان دارند - و چه در قالبهاى رسمى نباشد؛ مثل خدمت به دین مردم، خدمت به فرهنگ مردم، خدمت به پیشرفت علمى مردم، خدمت به تقسیم و توزیع درست ارزاق بین مردم، برآوردن حوائج گوناگون، به هر شکلى که باشد. بنابراین نفس توفیق خدمتگزارى، یک نعمت است؛ این نعمت را باید شکرگزارى کرد. 
 بنده از صمیم قلب و از بن دندان این را عرض میکنم که حقیقتاً خدمتگار مردم بودن، افتخار است؛ نه به عنوان یک شعار. بزرگان اهل معرفت ما به شاگردان خود، به دستپروردگان خود همیشه سفارش میکردند که در کنار ذکر و عبادت و خشوع و توسل و تذکر، به مردم خدمت کنند؛ گاهى این را ترجیح میدادند بر عبادات فردى؛ این مقرِب الى‌الله است. شما یک کار خوب که به نفع یک نفر انجام میدهید، این حسنه است؛ این شما را به خدا نزدیک میکند؛ این براى شما ثواب و اجر الهى و اخروى دارد؛ چه برسد به اینکه این خدمت شما، براى مجموعه‌هاى متعدد مردم، براى گروه مردم، براى اهل یک استان، اهل یک شهر، اهل یک بخش باشد. بنابراین اصل قضیه این است که ما اگر چنانچه توفیق خدمتگزارى پیدا کردیم، این را شکر بگزاریم؛ شاکر خداى متعال باشیم؛ این را نعمتى از طرف الهى بدانیم.
 نتیجه‌ى این نعمت دانستن این است که براى این خدمتگزارى، منت بر سر کسى نگذاریم؛ این درجه‌ى اوّلش است. خداى متعال به ما توفیق داده؛ این توفیق، لطف الهى است؛ شکر لازم دارد. پس اگر ما توانستیم خدمتگزارى کنیم، باید بدون منت باشد. این یک نکته است.
 یک نکته‌ى دیگر این است که در خدمتگزارى باید هیچگونه تمایزى قائل نشد. مسئولیت در هر بخشى از بخشها عبارت است از خدمت به آحاد مردم. این دوست ماست، این بیگانه‌ى از ماست، این دشمن ماست، این گرایش سیاسى‌اش این است، گرایش دینى‌اش این است؛ اینها هیچ تأثیرى ندارد. خدمت باید عمومى باشد، براى همه باشد؛ آن وقت این تأثیر میگذارد در عمل کسانى که در مجموعه‌هاى بزرگ مشغول خدمتگزارى هستند؛ مثل یک استان، یا مثل یک شهرستان. بخشهاى مختلف شهرستانها، جورواجور انسانهائى را در خود جاى داده‌اند؛ لذا نگاه نسبت به همه باید یکسان باشد. خدمت مال همه است، متعلق به همه است، ما هم باید امانتدارى کنیم؛ آنچه را که در اختیار ماست، در اختیار همه قرار بدهیم.
 یک نکته‌ى دیگر، مسئله‌ى همت بلند در خدمت‌رسانى است. این استان، همان طور که دوستان گفتند - بنده هم در گزارشها همین را یافته‌ام - از لحاظ پیشرفت مادى، جزو استانهاى ردیفهاى پائین است. یک مقدار به خاطر این است که استان، جدیدالولاده است؛ شاید عوامل دیگرى هم وجود داشته است. باید مسئولین این استان همت را بر این بگمارند که رتبه‌ى استان را از لحاظ پیشرفت و دست یافتن به شاخصهاى مهم حیاتى، در طول مدت معینى بالا ببرند؛ مثلاً به ده استانِ اول کشور برسانند. وقتى همت ما این بود - که این، همت مضاعف است - طبعاً کار مضاعف هم میطلبد. کار مضاعف فقط به معناى حجم کار نیست؛ بلکه به معناى کیفیت کار است، بیشتر از آنچه که مربوط به کمیت و حجم باشد؛ یعنى کار دقیق، کار کارشناسى شده، کار همراه با مشورت، کار مستمر و پیگیر، کار تدوین شده و برنامه‌ریزى شده؛ که اگر مسئولین جابه‌جا هم شدند، کار متوقف نشود. این خبر خوبى بود که گفتند سند توسعه‌ى استان را تدوین کرده‌ایم؛ این بسیار خوب است. وقتى سند تدوین شد، دیگر جابه‌جائى مسئولان و مدیران، تأثیر زیادى نخواهد گذاشت؛ کار ادامه پیدا میکند. مهم این است که نقشه‌ى راه معلوم باشد.
 خب، اینکه ما گفتیم این استان به سطح ده استانِ اول کشور برسد، آیا عملى است؟ آنچه که انسان از ظرفیتهاى این استان مى‌یابد، بله، کاملاً عملى است. ظرفیتهاى بسیار خوبى در این استان وجود دارد؛ یکى از ظرفیتهاى مهم، ظرفیت نیروى انسانى است؛ که من، هم در دیدار جوانان، دانشگاهیان، دانش‌آموزان، معلمان و اساتید - در دیدارهاى گوناگون - در گزارشهائى که این دوستان ارائه میکردند، این را بالحس و بالعیان دریافتم، و هم در مجموع گزارشهاى ما بود. نیروى انسانىِ قابل بحمدالله در این استان وجود دارد؛ این ظرفیت اصلى است؛ علاوه بر ظرفیتهاى طبیعى و مسائل مربوط به زمین و اقلیم و موقعیت جغرافیائى و سایر مسائلى که در پیشرفت استان تأثیر دارد. بنابراین ظرفیت وجود دارد؛ میشود این استان را واقعاً پیش برد، بالا برد، زندگى مردم را آباد کرد.
 این مردم هم حقیقتاً مردم شایسته‌ى خدمتگزارى هستند؛ با این ایمان، با این صداقت، با این حضور برجسته در عرصه‌هاى مختلف، و با حضور در منطقه‌ى مرزى، منطقه‌ى حساس جغرافیائى. حقیقتاً شایسته است که به مردم عزیز این منطقه، خدمات برجسته‌اى ارائه شود و استان پیشرفت کند.
 دوستانى که اینجا صحبت کردند، روى دو سه مطلب تکیه کردند؛ من هم همینها را در نظر داشتم و یادداشت کردم، که حالا روى آنها تکیه میکنم. این شرحى که آقاى استاندار محترم بیان کردند، شرح کاملى بود؛ مجموعه‌ى کاملى از فعالیتهاست. واقعاً اگر در یک مقطع زمانى معین و مشخص، این حجم عظیم کار تحقق پیدا کند، حقیقتاً چهره‌ى استان و عمق استان تغییر پیدا خواهد کرد - در این شکى نیست - مهم این است که دنبالگیرى شود تا به تحقق برسد.
 یک نکته‌ى مهم دیگر این است که این فعالیتها اولویت‌بندى شود. ما ظرفیتهاى کشور، امکانات اعتبارى و بودجه‌اى، توانائى‌هائى که دولت میتواند در اختیار بخشهاى گوناگون بگذارد، اینها را ملاحظه کنیم. مسئله‌ى زودبازده بودن طرحهاى گوناگون را هم ملاحظه کنیم. بعضى طرحها طرحهاى مفید و لازمى است، اما در دسترس نیست؛ بعضى‌ها در دسترس است، نزدیک است. اینها همه تعیین کننده‌ى اولویت است.
 اولویتها را رعایت کنیم، بر اساس اولویتها کار پیش برود. به نظر بنده یکى از اولویتها مسئله‌ى کشاورزى است، که در اظهارات دوستان هم مکرر همین معنا تکرار شد. در اینجا، هم استعداد کشاورزى وجود دارد، هم ذهنها و مغزهاى مناسبى براى پیشبرد کشاورزى وجود دارد - که اشاره شد به تحقیقات کشاورزى؛ در یکى از جلسات دیگر هم راجع به یک حرکت جدیدى در مورد آبیارى که در کار کشاورزى مفید است، مطالبى گفته شد - پس آمادگى‌هاى فراوانى وجود دارد؛ زمین هست، آب هست، امکانات انسانى هست، آب و هواى مناسب هست؛ و عمده‌ى درآمد این مردم در طول سال، از کشاورزى و دامدارى بوده است.....

ادامه مطلب...

[ سه شنبه 91/7/25 ] [ 9:42 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]

سم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المکرّمین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.
 جمع بسیجیان عزیز استان، با چهره‌ى نورانى بسیجى و دلهاى ان‌شاءالله نورانى‌تر، فضاى جلسه‌ى صمیمى ما را نورانى کرده است. فضا، فضاى معنویت و صمیمیت و محبت و خلوص، مثل همه‌ى مجموعه‌هاى بسیجى و فعالیتهاى بسیجى است.
 برنامه‌هائى که اجرا شد، برنامه‌هاى بسیار خوبى بود. این برنامه‌ى ورزش محلى یقیناً بر بسیارى از کارهاى تقلیدى ترجیح دارد؛ ورزش پهلوانى است و سرشار از سنتهاى ایرانى و اسلامى است. این نکات را باید همیشه به یاد داشته باشیم که آنچه متعلق به ما و مربوط به خود ماست، با عقاید ما، با ایمان ما آمیخته است؛ آنچه وارداتى است، اگر بخواهیم شکل ایمانى و اسلامى و ایرانى به آن بدهیم، باید این عناصر را در آن تزریق کنیم. آنچه مربوط به خود ماست، به طور طبیعى پیکره‌ى آن، پیکره‌ى دینى و ایمانى است. جمع «حلقه‌هاى صالحین» هم اقدام بسیار خوبى است، که نمایشى از آن در اینجا ارائه شد. سرودى هم که این برادران عزیزِ سرودخوان اجرا کردند، بسیار خوب بود؛ هم مضمون، هم اجرا بسیار خوب و جالب بود. البته توجه دارید، من هم تأکید میکنم؛ وقتى میگوئید «یا سیدى، یا مولا»، حتماً وجود مقدس امام زمان (سلام الله علیه) در نظر باشد.
 در مورد بسیج، سخنان زیادى گفته شده است. هرچه ما درباره‌ى بسیج نکته‌یابى کنیم و این نکته‌ها را مورد مداقه و تأمل قرار دهیم، زیاد نیست؛ همچنان که در میدان عمل، هرچه بر روى استحکام بسیج و عمق بخشیدن به ویژگى‌هاى متعلق به بسیج - که مخصوص خود آن است - کار کنیم و تکیه کنیم، باز کار زائد انجام نداده‌ایم. چرا؟ چون کشور از حضور بسیجى در میدانهاى مختلف، تجربه‌ى خوبى دارد؛ هم در دوران دفاع مقدس، هم پیش از آن، و هم بعد از آن تا امروز؛ که حالا شرح آن را خود شما میدانید، شنیده‌اید، بنده هم اشاره‌اى خواهم کرد. هر جا حضور بسیج و حرکت بسیجى در هر میدانى احساس شده است، ما پیشرفت داشته‌ایم؛ این یک تجربه‌ى مهمى است. کشور در آینده مسائل مهمترى در پیش دارد - نمیگویم مشکلات مهمتر - ممکن است مشکلات روزبه‌روز کاهش پیدا کند، اما مسائل مهمترى هست، کارهاى بزرگترى هست. ما که نمیخواهیم به عنوان یک ملت، دور خودمان حصار بکشیم؛ که اگر این کار را هم بکنیم، رشد متوقف نخواهد ماند؛ اما نگاه ما، نگاه وسیع است؛ در طول تاریخ و در عرض جهان، این نگاه، گسترده است. ملتى با یک چنین آرمانهائى، با یک چنین همت بلندى، با یک چنین افق دورى، خیلى مسائل در پیش دارد. این مسائل احتیاج دارد به خصوصیاتى که در مجموعه‌ى بسیج هست. بنابراین راجع به بسیج هرچه گفته شود، مداقه شود، بر روى خصوصیات تکیه شود و تعمق شود، زیادى نیست....

ادامه مطلب...

[ سه شنبه 91/7/25 ] [ 9:33 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]

سم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 و الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله    الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللّه فى الأرضین.
 جلسه، یک جلسه‌ى کاملاً جوان، با همه‌ى ویژگى‌هاى مثبت جوانى است. امید هم به شما جوانهاست؛ هم براى امروز، و هم بیشتر براى آینده. مطالبى که این جوانان عزیز در اینجا بیان کردند، با دقت آنها را گوش کردم. قضاوت من در مورد این بیانات این است که بسیار خوب بود. این، همان نظر قبلى بنده را در مورد تعالى سطح فکر و اندیشه در این استان تأیید میکند. در این چند روز، هر جا کسانى از این استان - از جوانان، از خانواده‌هاى شهدا، از معلمان و اساتید - در اینجا بیاناتى کردند، لحظه لحظه‌ى گفته‌هاى آنها براى بنده شادى‌آفرین و خرسند کننده بود. این نشان‌دهنده‌ى این است که بحمداللّه شهر بجنورد و استان خراسان شمالى از سطح راقىِ فکر و فرهنگ برخوردار است؛ این را باید حفظ کنید، و باید این تعالى را روزبه‌روز افزایش دهید؛ و البته ما هم - هم بنده، هم دیگر مسئولین - وظیفه داریم که از این نعمت بزرگ خداداد، به شکل درستى به نفع انقلاب و به نفع نظام استفاده کنیم؛ که امیدوارم این توفیق نصیب ما شود.

حثى که امروز میخواهم براى شما جوانهاى عزیز عرض کنم، در توضیح و تبیین مسئله‌اى است که روز اول مطرح کردم: مسئله‌ى پیشرفت. موضوع بسیار مهمى است که باید مطرح کنیم. البته با طرح این موضوعات، خودمان را قانع نمیکنیم که قضیه تمام شد؛ این یک شروع است. عرض کردیم که آن مفهومى که میتواند اهداف نظام اسلامى را تا حدود زیادى در خود جمع کند و به ما نشان دهد، مفهوم پیشرفت است. توضیحى هم بعداً عرض کردیم که پیشرفت، تداعى‌کننده‌ى حرکت است، راه است. چطور ما میگوئیم پیشرفت هدف است؟ عرض کردیم علت این است که پیشرفت هرگز متوقف نخواهد شد. بله، پیشرفت، حرکت است، راه است، صیرورت است؛ اما متوقف‌شدنى نیست و همین طور ادامه دارد؛ چون انسان ادامه دارد، چون استعدادهاى بشرى حد یقف ندارد. گفتیم پیشرفت داراى ابعادى است؛ و پیشرفت در مفهوم اسلامى، با پیشرفت یک بُعدى یا دو بُعدى در فرهنگ غربى متفاوت است؛ چند بُعدى است.
 یکى از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبک زندگى کردن، رفتار اجتماعى، شیوه‌ى زیستن - اینها عبارةٌ اخراى یکدیگر است - این یک بُعد مهم است؛ این موضوع را میخواهیم امروز یک قدرى بحث کنیم. ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم - که هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است - باید به سبک زندگى اهمیت دهیم؛ اگر به معنویت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشیم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنیت روانى و اخلاقى، باز پرداختن به سبک زندگى مهم است. بنابراین مسئله، مسئله‌ى اساسى و مهمى است. بحث کنیم درباره‌ى اینکه در زمینه‌ى سبک زندگى چه باید گفت، چه میتوان گفت. عرض کردیم؛ این سرآغاز و سرفصل یک بحث است.
 ما اگر پیشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوین اسلامى بگیریم - بالاخره یک مصداق عینى و خارجى براى پیشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامى، ایجاد یک تمدن نوین اسلامى است؛ این محاسبه‌ى درستى است - این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزارى است؛ یک بخش دیگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش باید رسید.

آن بخش ابزارى چیست؟ بخش ابزارى عبارت است از همین ارزشهائى که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسى و نظامى، اعتبار بین‌المللى، تبلیغ و ابزارهاى تبلیغ؛ اینها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسیله است. البته ما در این بخش در کشور پیشرفت خوبى داشته‌ایم. کارهاى زیاد و خوبى شده است؛ هم در زمینه‌ى سیاست، هم در زمینه‌ى مسائل علمى، هم در زمینه‌ى مسائل اجتماعى، هم در زمینه‌ى اختراعات - که شما حالا اینجا نمونه‌اش را ملاحظه کردید و این جوان عزیز براى ما شرح دادند - و از این قبیل، الى ماشاءاللّه در سرتاسر کشور انجام گرفته است. در بخش ابزارى، على‌رغم فشارها و تهدیدها و تحریمها و این چیزها، پیشرفت کشور خوب بوده است.
 اما بخش حقیقى، آن چیزهائى است که متن زندگى ما را تشکیل میدهد؛ که همان سبک زندگى است که عرض کردیم. این، بخش حقیقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئله‌ى خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزى، تفریحات، مسئله‌ى خط، مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌اى که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهاى اصلى تمدن است، که متن زندگى انسان است.
 تمدن نوین اسلامى - آن چیزى که ما میخواهیم عرضه کنیم - در بخش اصلى، از این چیزها تشکیل میشود؛ اینها متن زندگى است؛ این همان چیزى است که در اصطلاح اسلامى به آن میگویند: عقل معاش. عقل معاش، فقط به معناى پول در آوردن و پول خرج کردن نیست، که چگونه پول در بیاوریم، چگونه پول خرج کنیم؛ نه، همه‌ى این عرصه‌ى وسیعى که گفته شد، جزو عقل معاش است. در کتب حدیثىِ اصیل و مهم ما ابوابى وجود دارد به نام «کتاب‌العشرة»؛ آن کتاب‌العشرة درباره‌ى همین چیزهاست. در خود قرآن کریم آیات فراوانى وجود دارد که ناظر به این چیزهاست.
 خب، میشود این بخش را به منزله‌ى بخش نرم‌افزارى تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخشهاى سخت‌افزارى به حساب آورد. اگر ما در این بخشى که متن زندگى است، پیشرفت نکنیم، همه‌ى پیشرفتهائى که در بخش اول کردیم، نمیتواند ما را رستگار کند؛ نمیتواند به ما امنیت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان که مى‌بینید در دنیاى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، ناامیدى هست، از درون به هم ریختن هست، عدم امنیت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بى‌هدفى و پوچى هست؛ با اینکه ثروت هست، بمب اتم هست، پیشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضیه این است که ما بتوانیم متن زندگى را، این بخش اصلى تمدن را اصلاح کنیم. البته در انقلاب، در این بخش، پیشرفت ما چشمگیر نیست؛ در این زمینه، ما مثل بخش اول حرکت نکردیم، پیشرفت نکردیم. خب، باید آسیب‌شناسى کنیم؛ چرا ما در این بخش پیشرفت نکردیم؟
 بعد از آنکه علتها را پیدا کردیم، آن وقت بپردازیم به این که چگونه میتوانیم اینها را علاج کنیم. اینها به عهده‌ى کیست؟ به عهده‌ى نخبگان - نخبگان فکرى، نخبگان سیاسى - به عهده‌ى شما، به عهده‌ى جوانها. اگر در محیط اجتماعى ما گفتمانى به وجود بیاید که ناظر به رفع آسیبها در این زمینه باشد، میتوان مطمئن بود با نشاطى که نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران دارند، با استعدادى که وجود دارد، ما در این بخش پیشرفتهاى خوبى خواهیم کرد؛ آن وقت درخشندگى ملت ایران در دنیا و گسترش اندیشه‌ى اسلامىِ ملت ایران و انقلاب اسلامى ایران در دنیا آسانتر خواهد شد. باید آسیب‌شناسى کنید و بعد علاج کنید.

ادامه مطلب...

[ یکشنبه 91/7/23 ] [ 10:51 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب عصر امروز (شنبه)در دیدار خانواده های شهیدان، جانبازان و ایثارگران استان خراسان شمالی، پدیده شگفت آور رویش های جدید و بیشمار انقلاب اسلامی در نسل جوان را نتیجه برکت خون شهیدان دانستند و تأکید کردند: با وجود برخی ریزش ها از میان قافله انقلاب، رویش های فراوان انگیزه های جدید و عزم های راسخ و آگاه، ملت ایران را اکنون به خط شکن شجاعت و ایستادگی در مقابل فزون خواهی سلطه گران تبدیل کرده است.

 

ادامه مطلب...

[ شنبه 91/7/22 ] [ 10:35 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المکرّمین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.
 بسیار خرسندم که این توفیق به دست آمد که با شما مردم عزیزِ شهر کهن اسفراین در این سفر دیدار و ملاقات کنم. اصل مسئله، دیدار با شما مردم و اظهار ارادت و اخلاص به شما و قدردانى و تشکر از حضور گرم و پرشور شما در طول سالهاى انقلاب است. البته این سفرها باید به حول و قوه‌ى الهى بتواند برخى مشکلات عمده‌ى این مناطق را با همت مسئولان برطرف کند. مشکلات وجود دارد؛ به توفیق الهى، همت و اراده‌ى اصلاح هم وجود دارد؛ ظرفیت پیشرفت و اصلاح هم بحمدالله موجود است.
 

  ادامه مطلب...

[ شنبه 91/7/22 ] [ 7:39 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]

مصلی امام خمینی بجنورد

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 الحمد للّه ربّ العالمین والصّلاة والسّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّةاللّه فى الأرضین.
 یکى از جلساتى که در سفرهاى ما براى بنده شیرین و دلپذیر است، جلسه‌ى با روحانیون و علما و فضلا و طلاب جوان است. دلائل این احساس هم از نظر من روشن است و یکى دو تا هم نیست. اگر کسى فلسفه‌ى روحانیت را بداند، و اگر کسى در دل حوزه‌ها با این طلاب جوان حشر و نشر داشته باشد، خوب تشخیص میدهد که چرا کسى مثل بنده در سنین دهه‌ى هفتاد عمر، از جوانان طلبه و آغاز راه واردشده روحیه میگیرم و احساس نشاط میکنم. خوشبختانه در دوره‌ى بعد از انقلاب، طلاب شامل خواهران هم هستند. دختران دانشجو، پسران دانشجو، دانشجویان علوم دینى، طلاب، آماده‌سازان خویش براى حضور در نقاط حساس جبهه‌هاى مقدم و حساس دین‌اند. روحانیت این است.
 خب، امشب هم ما تا آنجائى که حال و توان اجازه بدهد، با شما عرایضى را عرض میکنیم؛ با امید فراوان به اینکه ان‌شاءاللّه این حرفها در دلهاى پاک و نورانى شما اثر بگذارد و آن تحول و حرکت و تکمیلى که این مسیر نیاز دارد، با همت شماها، با خواست شماها و با اراده‌ى مسئولان محترم حوزه‌ها تحقق پیدا کند.
 اولاً عرض بکنیم؛ این منطقه‌ى بجنورد، یعنى منطقه‌اى که امروز «خراسان شمالى» نامیده میشود، از فاروج بگیرید تا نزدیک مرز گلستان و جنگل گلستان - شرقى و غربى و شمال و جنوبى هم که معلوم است - یک منطقه‌ى استعدادخیز است. نمیخواهیم مبالغه کنیم از لحاظ کثرت علمائى که از این منطقه برخاستند و آنها را با بعضى از شهرهائى که عالمان زیادى داشتند، مقایسه کنیم؛ اما میخواهیم عرض کنیم علمائى که ما شناختیم که از این منطقه برخاستند، بسیارى‌شان جزو برجستگان استعداد بودند.
 حالا یک نفرى که من خودم ایشان را زیارت کردم و در درسشان شرکت کردم، مرحوم آقاى آمیرزا حسن بجنوردى هستند. وقتى ایشان در سال 40 یا 41 براى زیارت مشهد و قم از نجف به ایران آمدند، امام بزرگوار (رضوان اللّه تعالى علیه) اصرار کردند که شما باید در قم بمانید. یعنى شخصیت علمى او جورى بود که امام بزرگوار با آن روحیه‌ى سختگیرى که در زمینه‌ى علم و علمیات و همراهى علمیات با معنویات و اخلاق داشتند، به این مرد اصرار کردند که شما باید در قم بمانید. ایشان هم قبول کردند، قرار درس هم گذاشته شد، ولى متأسفانه همان روزى که قرار بود ایشان بیایند مدرسه‌ى فیضیه درس بگویند، سکته کردند، بیمار شدند؛ لذا مجبور شدند نمانند و برگردند نجف. البته من در نجف هم چند جلسه‌اى درس ایشان را درک کردم. مرحوم آقاى آمیرزا حسن بجنوردى در مسجد طوسى درس میگفتند و عده‌اى از فضلاى ناب در درس ایشان شرکت میکردند. ایشان مجمعى بود از استعداد و ذوق و حافظه. این برجستگى را ما در ایشان دیدیم. ایشان یکى از کسانى است که از این منطقه برخاسته.....

نسخه چاپی

دیدار روحانیون استان خراسان شمالی

دریافت تمام تصاویر با حجم 24.2 MB


[ پنج شنبه 91/7/20 ] [ 10:38 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و حبیبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین    الأطهرین و صحبه المنتجبین و السّلام على عباد اللّه الصّالحین.
اللّهمّ صلّ على علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا المرتضى الامام التّقىّ النّقىّ و حجّتک على من فوق الأرض و من تحت الثّرى الصّدّیق الشّهید صلاة کثیرة تامّة نامیة زاکیة متواصلة مترادفة کأفضل ما صلّیت على احد من عبادک و اولیائک.
خداوند را سپاس - از صمیم قلب عرض میکنم - که دیدار با شما مردم عزیز استان خراسان شمالى، که شهر شما و استان شما معروف است به باب‌الرضا، در روز زیارتىِ مخصوص امام رضا اتفاق افتاد. اگرچه ما امروز توفیق نداریم که از نزدیک در حرم مطهر امام هشتم باشیم، اما از این منطقه که متعلق به آن حضرت است، عرض سلام کردیم و میکنیم.
 این منطقه که امروز به نام «خراسان شمالى» شناخته میشود، یکى از مناطق مهم خراسان است؛ هم از جهت موقعیت جغرافیائى و طبیعى، و هم از جهت خصوصیات مردمى و انسانى و فرهنگها و خلقیات و رفتار. این خصوصیات را از دیرباز در مردم این منطقه‌ى مهم و حساس شناخته‌ایم؛ استانى با طبیعت زیبا، با منابع طبیعى غنى و متنوع، با عمق و غناى فرهنگىِ کاملاً برجسته و ممتاز، با استعداد فراوان کشاورزى و دامى و سایر فعالیتهاى مربوط به منطقه، با جاذبه‌هاى گردشگرىِ متأسفانه ناشناخته - که بسیارى از مردم کشور هنوز جاذبه‌هاى گردشگرى این منطقه را درست نمیشناسند - و یکى از برترین خصوصیات، عبور سالیانه‌ى میلیونها مردم مسافرِ مشتاق بارگاه على‌بن‌موسى‌الرضا (علیه ءالاف التّحیّة و الثّناء). با این خصوصیات جغرافیائى و منطقه‌اى، منطقه‌ى خراسان شمالى داراى موقعیت حساسى است. لیکن از اینها مهمتر، خصوصیات مردمى است. مردمِ اینجا را از دیرباز با شور و نشاط و سرزندگى در همه‌ى میدانها شناخته‌ایم. در همه‌ى عرصه‌هائى که حضور مردم در آن عرصه‌ها آشکار است، مردم استان خراسان شمالى را، مردم بجنورد را، و دیگر مناطق این استان را با سرزندگى، با نشاط و آماده‌به‌کارى شناختیم؛ همه جا هم این را نشان دادند.
 همین جا من از حضور امروز مردم در خیابانها، هم تشکر میکنم - که همین نشاط و سرزندگى و حضور و آمادگى، در حرکت مردم در این یک ساعت و نیم دو ساعتى که ما در خیابان بودیم، محسوس بود؛ این را از دیرباز در این مردم شناخته‌ایم - هم عذرخواهى میکنم. جوانهاى عزیز در خیابان آنچنان تراکمى را ایجاد کرده بودند که حقیقتاً من که داخل خودرو نشسته بودم، نگران میشدم از فشارى که بر این مردم عزیز وارد مى‌آمد. بالاخره، هم متشکریم، هم عذرخواه.
 این نشاط و سرزندگى در همه‌ى عرصه‌هاى زندگى این مردم دیده میشود. در بیست و هشتم صفر که از سرتاسر استان مردم راه مى‌افتند به طرف مرقد على‌بن‌موسى‌الرضا (علیه‌السّلام)، از همه‌ى شهرستانها بیشتر، مسافران و خودروهاى بجنوردند. این را مشهدى‌ها میدانند؛ خود بنده هم که مشهدى هستم، این را میدانم. در زیارت، این نشاط و حضور و آمادگى محسوس است.
 در عرصه‌ى دفاع مقدس هم که پیش آمد، عین همین را انسان مشاهده کرد. 50 سردار برجسته‌ى لشکرهاى مربوط به خراسان و تیپ جوادالائمه (علیه‌السّلام) مال خطه‌ى خراسان شمالى‌اند. 2772 شهید از این منطقه در راه خدا جان خودشان را داده‌اند. این استان بیش از 6000 جانباز دارد؛ همچنین آزادگان و رزمندگان و ایثارگران فراوان. این همان روحیه‌ى حضور، آمادگى، سرزندگى و نشاط است.
 مردم این استان، در همه چیز همین جورند. وقتى نوبت کشتى با چوخه هم میرسد، باز دهها هزار تماشاچى مى‌ایستند آنجا، مى‌نشینند آنجا، کشتى را تماشا میکنند. این خصوصیات، خصوصیات مهمى است. غیرت مرزبانى این منطقه هم مرتبط با همین خصوصیات است. البته فقط اینها نیست؛ برجستگى‌هاى این استان بیش از اینهاست.
 این استان استعدادهاى درخشانى دارد. آنطورى که به من اطلاع دادند، این استان جزو ده استان برتر کشورى از لحاظ استعداد و توانائى علمى است. در المپیادهاى دانش‌آموزى، جزو برترینهاى کشور محسوب میشود. اینها استعداد است. البته بنده خودم هم در دوران طلبگى در مشهد نمونه‌هائى از همین استعدادهاى درخشان و برجسته را آنجا دیدم، که حالا طرحش اینجا لزومى ندارد؛ ان‌شاءاللّه در جمع علما و طلاب عرض خواهم کرد. مردم این منطقه، غیورند؛ دیندارند؛ مرزبانند؛ سرزنده و بانشاط و شجاعند. این خصوصیات، خصوصیات برجسته‌اى است.
 چرا اینها را عرض میکنیم؟ براى اینکه خوب است مردم مناطق گوناگون کشور ما برجستگى‌هاى خودشان را بدانند و به این برجستگى‌ها افتخار کنند. جوان بجنوردى افتخار کند که مربوط به این شهر است. جوان مربوط به این استان، از هر قومى از اقوام که هست، افتخار کند که متعلق به این استان است؛ متعلق به این منطقه است؛ متعلق به این مردم است. یکى از برجستگى‌هاى دیگر این استان هم همین همراهى و همزیستى مهربانانه و برادرانه‌ى قومیتهاى مختلف است - از کُرد و فارس و ترک و تات و ترکمن - که با سلامت و مهربانى و برادرى در کنار هم زندگى کرده‌اند؛ که این در منطقه کاملاً محسوس است، مشهود است؛ و این را خیلى باید قدر دانست.


 
 

 

 

دریافت تمام تصاویر با حجم 36.5 MB


[ چهارشنبه 91/7/19 ] [ 10:35 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]

بسماللهالرّحمنالرّحیم
اولاً به همهى شما عزیزان که واقعاً فرزندان عزیز این ملت هستید و نور چشمان ما هستید، باید مبارکباد بگوئیم، به خاطر حضور در مجموعهى نخبگانى کشور. البته این «مبارکباد» مثل مبارکبادهاى جشن تولد است، که در جشن تولد به آن شخص مبارکباد میگویند، در حالى که او در تعیین زمان تولد و تاریخ تولد و اصل تولد هیچ نقشى نداشته. پس این به معناى این است که خداى متعال یک فرصتى را به شما داده، خوشبختانه توفیق هم پیدا کردهاید که از این فرصت تا اینجا استفاده کنید و جزو مجموعهى نخبگانى واقع شوید؛ این مبارک است بر شما؛ لیکن این استعداد، این توانائى، این فعلیتى که تا امروز پیدا کردهاید، ورود در یک راه است، آغاز یک راه است، پایان یک راه نیست؛ این را باید همهى نخبگان عزیز جوان ما در نظر داشته باشند.
ما قانع نیستیم، شما هم قانع نباشید به این که جوانِ بااستعدادِ برجستهى ما توانست در یک بخشى، در یک آزمون بزرگى، نخبگى خودش را نشان بدهد؛ به این مقدار، نه من قانعم، نه شما قانع باشید. توقع من و توقع شما باید این باشد که این بذرِ بهثمرنشسته تبدیل شود به یک نهال برومند، و تبدیل شود به یک شجرهى طیبهاى که «تؤتى اکلها کلّ حین باذن ربّها»؛(1) درخت ثمربخشى شوید که در همهى زمانها، در همهى موقعیتها، بتوانید میوهى شیرین خودتان را به کام این کشور، این ملت، این تاریخ و در نهایت به کام بشریت بچشانید؛ این باید هدف باشد.
 اما در مورد جلسهى امروز. من با دقت به مطالبى که این عزیزان آمدند اینجا بیان کردند، گوش کردم. تصدیق میکنم که نظرات، نظرات سنجیده و خوبى بود؛ نه به معناى اینکه از نگاه کارشناسى، انسان بتواند همهى این پیشنهادها را تصدیق کند - این نیاز به بررسى دارد - اما از این نظر که انسان احساس میکند و مىبیند که این نظرات و این پیشنهادها، با فکر و با سنجیدگى مورد مطالعه قرار گرفته و بیان شده؛ این خیلى براى من ارزشمند است.
 خب، مسئولین محترم در مجلس حضور دارند - چند نفر از وزراى محترم و رئیس محترم بنیاد نخبگان - من انتظارم این است که نظراتى که این جوانهاى عزیز بیان کردند، مورد توجه قرار بگیرد، روى اینها کار شود، بررسى شود. اى بسا جرقههائى که میتواند منتهى شود به یک نور بزرگ و شعلهاى فراگیر که فضا را روشن کند. و توجه شود به این که این نظرات از دلهاى صادق صادر شده؛ این هم خیلى مهم است. در همهى این مطالبى که دوستان گفتند و من رئوس مطالب را یادداشت کردم، انسان همین نکته را مشاهده میکند: برخاستهى از صدق و صفا و احساس شیرینِ موجود در ذهن جوان و دل جوان، که احساس مسئولیت میکند و با امید و با نشاط حرف میزند. این از آن چیزهائى است که اصلاً فضا را شیرین میکند. وقتى جوانها با آن امید و با آن نشاط و با آن روحیه حرف میزنند، فضا، فضاى پرنشاطى میشود؛ این پیشنهادها غالباً اینجور است. البته این مطالب، سنجیده هم هست؛ یعنى آنچه دوستان بیان کردند، پیشنهادهاى خامى به نظرم نرسید.
 خب، اصلىترین محور پیشرفت کشور، همین است. امام بزرگوار ما در یک حادثهى مهم جنگى - که خیلى از شماها آن وقت شاید متولد هم نشده بودید - در قضیهى یکى از عملیات که پیروزىاى به دست رزمندگان آمده بود، یک پیامى دادند. در آن پیام این نکته وجود داشت که فتحالفتوح انقلاب اسلامى، تربیت این جوانهاست. همه توقع داشتند که امام بگوید این پیروزىاى که شما به دست آوردید، فتحالفتوح است؛ از آن پیروزى ستایش کند؛ امام نه، از رزمندگان تشکر کردند. اما گفتند فتحالفتوح انقلاب ما تربیت این جوانهاست؛ که در آن شرائط دشوارى که همهى دنیا در مقابل ما با چهرهى دژم و سلاحِ آمادهى شلیک ایستاده بودند، اینها توانستند یک چنین پیروزى بزرگى را به دست آورند؛ عملیات طریقالقدس بود. من همین را تکرار میکنم: فتحالفتوح انقلاب اسلامى اینهاست. پیشرفت واقعى این است که جوانهاى ما، نخبگان ما نسبت به آینده احساس مسئولیت کنند؛ براى خودشان دیدگاه تعریف کنند؛ براى کشور آیندهاى را تصویر کنند و مجسم کنند و احساس کنند و این احساس را اظهار کنند؛ که آمادهاند براى رسیدن به این آینده، تلاش کنند. این چیزى است که امروز وجود دارد؛ این را باید تقویت کرد، این را باید پیش برد. این احساس و روحیهى نشاط را باید روزبهروز در جامعهى ما تشدید کرد. اگر این شد، آن وقت این دارائىِ شخصى شما - این استعداد و این نخبگى که یک دارائى شخصى است  - تبدیل خواهد شد به دارائى ملى؛ ببینید چقدر خوب است. یک نفر سرمایهى خودش را به طلا و ارز تبدیل میکند و میرود توى صندوقخانهى منزلِ خودش پنهان میکند؛ این کجا، آن که مىآید سرمایه را تبدیل میکند به یک صنعت، به یک کارخانه، به یک کار تولیدىِ باارزش، و کشور را پیش میبرد، این کجا؟ شما با حرکت در راه این هدفها، این کار دوم را دارید میکنید؛ یعنى سرمایهى شخصى خودتان را تبدیل میکنید به یک سرمایهى ملى، به سرمایهى ملت ایران؛ این خیلى باارزش است.
 خوشبختانه فضاى گفتمانى در کشور در جهت پیشرفت علم است؛ این دیگر بحمدالله تثبیت شده و جاافتاده است. حرکت علمى در کشور، یک حرکت پرشتابى است - همین طور که آمارهاى جهانى هم این را نشان میدهد - ولى نگرانى من از این است که احساس رضایتى که از این موقعیت و از این وضعیت به ما دست میدهد، ما را بىخیال کند، همت ما را کم کند. برمیگردم به آن حرف اول، که عزیزان من! هم شما در آغاز یک راهید، هم کشور در آغاز یک راه است. ببینید، ما به خاطر خباثت و سستى و استبداد و وابستگى حکومتهاى گوناگونى که در طول دورانهاى اخیر داشتیم، از قافلهى علمى جهان عقبیم. تقریباً شاید بشود گفت سه قرن، ما عقبیم. ما غفلت کردیم. رهبران سیاسى کشور، زمامداران کشور غرق در عیش و نوش و رسیدگى به نیازهاى شخصى و تکبر و استکبار نسبت به مردم شدند؛ از اوضاع و احوال دنیا غافل شدند؛ هم از لحاظ سیاسى ضرر کردیم، هم خسارتبارتر، از لحاظ پیشرفت علمى ضرر کردیم. در این میدان مسابقه که در قرنهاى گذشته ما جلوتر از دیگران بودیم، بعد از آنکه همهى دنیا تقریباً یک جور حرکت میکردند، ملتهائى توانستند به یک وسیلهى نقلیهى سریعالسیرى دست پیدا کنند، از ما جلو افتادند؛ لذا فاصلهى ما هى زیاد شد. آنها چون جلوتر از ما بودند، جلوتر از ما به وسیلهى نقلیهى سریعالسیرترى دست پیدا کردند؛ لذا فاصله بیشتر شد - این یک تمثیل است - ما که متوقف بودیم، یا حداکثر به پسماندههاى کارهاى دیگران و ساختههاى دیگران اکتفاء میکردیم، فاصلهى ما با دنیائى که روزبهروز میدانهاى جدیدى را کشف میکرد، بیشتر شد. انقلاب اسلامى آمد، همهى ماها را بیدار کرد، همتها را در ما برانگیخت، استعدادها به میدان آمدند. شتابى که ما امروز داریم، ده برابر، یازده برابر، سیزده برابر شتاب متعارف و متوسط علمى در دنیاست. این خیلى خوب است، اما فاصله زیاد است. اگر چنانچه مثلاً بیست سال - حالا من که میگویم بیست سال، روى محاسبهى دقیق نمیگویم؛ همین طور حدسى میگویم - ما همین شتابِ ده برابر را، دوازده برابر نسبت به پیشرفت علمى جهان را ادامه دهیم، خواهیم رسید به آن نقطهاى که متناسب ملت ایران است؛ متناسب تاریخ ماست، گذشتهى ماست، مواریث علمى ماست، و متناسب اهمیت ماست. بنابراین نباید بگذاریم این حرکت از دوْر بیفتد. اگر حرکت از دوْر افتاد، بازیابى و بازسازى آن دشوارتر خواهد بود. و این کارِ شما جوانهاست. جوانها باید همتهاى خود را زیاد کنند. احساس کنید که هم شما در آغاز یک راه طولانى و مهمید، هم کشور در آغاز یک راه طولانى و مهم است.
 البته من به هیچ وجه توصیه نمیکنم که شما مرعوب پیشرفتهاى غرب شوید - ابدا - آن پیشرفتها به خاطر زودتر وارد یک مرحله شدن و متکى به ظلم و استکبار و استعمار است. اگر انگلیسىها هند را، برمه را، آن منطقهى ثروتمند آسیا را استعمار نمیکردند، غصب نمیکردند، ثروتهایش را بالا نمیکشیدند - که خود هندىها در یک دورهى تاریخى، خیلى خوب این وضع را ترسیم کردند - مسلّماً نمیتوانستند به اینجا برسند. اینها مثل زالو از دیگران مکیدند و خودشان را فربه کردند؛ ما نمیخواهیم این کار را بکنیم. ما به هیچ وجه به دنبال مکیدن دیگران نیستیم. ما درونزائى و درونجوشى را تقویت میکنیم، و معتقدیم میشود، و انشاءالله پیش خواهیم رفت. بنابراین، این نکتهى اول، که نگذارید حرکت از دوْر بیفتد.
 نکتهى دوم اینکه، هم مسئولین و مدیران دستگاههاى ذىربط با حرکت علمى مسئولیتهائى دارند، هم خود نخبگان مسئولیتهائى دارند. من خرسند شدم از اینکه دیدم چند نفر از جوانهاى عزیز ما اینجا تصریح کردند که نخبه خودش را طلبگار از نظام نمیداند، طلبگار از مردم نمیداند - به این مضمون بیان کردند - خودش را کسى میداند که میتواند به این مردم خدمت کند و موظف است که این خدمت را انجام دهد. این خیلى روحیهى خوبى است. در عین حال مسئولیتهائى وجود دارد.
 البته مسئولان، خوب کار کردند. من بررسى کردم و گزارشهاى نزدیک را گرفتم. میدانید من معمولاً به گزارشهائى که دوستان و مدیران مىآیند ابراز میکنند، اکتفاء نمیکنم. خب، گزارشهائى که به طور رسمى گفته میشود، غالباً گزارشهاى مطلوب و رنگآمیزى شدهى قشنگى است؛ انسان از راههاى دیگر میتواند کشف کند. علاوه بر اینکه گزارشهائى که مدیران دادند، گزارشهاى خوبى بود و امروز هم خانم رئیس بنیاد مطرح کردند، من از طرق دیگر هم تحقیق کردم، دیدم انصافاً در بنیاد نخبگان دارد خوب کار میشود و تلاش، تلاش بسیار خوبى است.
 خب، یک نکته این است که در حوزهى علوم فنى و حوزهى علوم انسانى، معیارها دوگانه است. البته حالا یک جوان عزیزى باز در مورد علوم فنى هم تفکیک قائل میشوند بین علوم محض و علوم صنعتى و فنى؛ که این هم نکتهى قابل توجهى است. اما به هر حال مایزى وجود دارد بین معیارهاى نخبگى و زبدگى در علوم فنى و علوم انسانى. مترها یک اندازه نیست، معیارها یک جور نیست؛ به این نکته توجه شود. ما لازم داریم که در زمینهى علوم انسانى - که امروز یک نیاز بسیار اساسى کشور ماست - به تازهها، برجستگىها و نوآورىها دست پیدا کنیم؛ این کلید اساسى پیشرفت نهائى و بنیادى و ریشهدار کشور است. بنابراین لازم است معیارها درست انتخاب شود.
 یک نکتهى دیگر این است که حمایت از نخبه، در درجهى اول باید به معناى ایجاد فرصت پژوهش و تحصیل و پیشرفت باشد. البته من به هیچ وجه مخالف حمایتهاى مالى و مادى و اینها نیستم، بلکه لازم است آن کارها انجام بگیرد؛ لیکن مهمتر از آن این است که نخبه احساس کند فضاى تنفس علمى دارد. آن چیزى که مکرر به ما منتقل میشود، این است که نخبگان و برجستگان مایلند یک میدان وسیعى باشد که بتوانند به اقتضاى نخبگى و استعداد برتر، در آن بتازند؛ این را باید فراهم کرد. البته این، راههاى گوناگونى دارد. تشخیص راهها، ارائهى راهها و پیشنهادها کار ما نیست؛ کارِ کارشناسهاى ذىربط است. البته امروز جوانها نظراتى هم دادند. این را باید تأمین کرد تا نخبه بتواند احساس کند که میدان کار و پیشرفت براى او وجود دارد.
 نکتهى دیگر این است که ما مسئلهى رعایت نخبگان و نگاه به نخبگان را به یک حالت شبکهاى در بیاوریم. ما نخبه را شناسائى میکنیم، انتخاب میکنیم، کمک میکنیم و ثبات در حرکت نخبگى به او میدهیم؛ این کافى نیست. باید یک حرکت شبکهاىِ سازنده و یک چرخه به وجود بیاید، که از پرورش و ساخت نخبه آغاز میشود؛ یعنى مربیگرى. ریشه و پایه هم در آموزش و پرورش است؛ همچنان که یکى از جوانها گفت. ما باید استعدادهاى نخبه را شناسائى کنیم و تربیت کنیم، بعد در میان اینها گزینش و انتخاب لازم است؛ بعضى نخبهترند، بعضى استعدادهاى برترند؛ انتخاب بهترینها. بعد از آن، نگهدارى و ارتقاء است؛ نه فقط نگهدارى، بلکه نگهدارى همراه با ارتقاء و پیشرفت. کمک کنید این نخبه اگر امروز در رتبهى دهم است، در آیندهى نه چندان دورى به رتبهى اول برسد؛ ارتقاء پیدا کند. بعد این نخبه، خود وارد چرخهى نخبهسازى شود - یعنى حالت شبکهاى پیدا کند - خود این نخبه، نخبهساز و نخبهپرور شود. در این صورت، حالت درونزائى به وجود خواهد آمد و حرکت مضاعف خواهد شد. اگر ما یک چنین شیوهاى را در پیش بگیریم، به نظر میرسد که کار پیشرفت خواهد کرد.
 یک نکتهى دیگر که مربوط به مسئولین محترم است، مربوط میشود به سند راهبردى نخبگان؛ که این پیشنهاد شد. خوشبختانه چیز خوبى تهیه شده. من خودم ندیدم، اما دوستانى که بررسى کردند، قضاوتشان این است که این سند راهبردى، بسیار خوب و جامع تهیه شده. خب، در مرحلهاى از شوراى عالى انقلاب فرهنگى هم تصویب شده، اما باید سریعاً به تصویب نهائى برسد و سریعاً ابلاغ شود. وقتى ابلاغ شد، همهى دستگاهها در اجراى آن همکارى و همافزائى کنند. اگر چنانچه سند راهبردى نخبگان - آنطورى که براى من نقل کردند تهیه شده - تصویب شود و ابلاغ شود، بسیارى از این سؤالات و نقاط ابهام به خودى خود برطرف خواهد شد.
 اما در مورد مسئولیت شما نخبگان عزیز. عرض کردیم خود را در آغاز راه بدانید. سعى کنید در طراز نخبگى باقى بمانید. امروز شما نخبهاید، اما مسابقه است؛ ممکن است سطح علمى کشور به حدى برسد که این مقدار، نصاب نخبگى نباشد؛ لازم باشد انسان به نصاب بالاترى دست پیدا کند. ما در سند چشمانداز بیست ساله آوردیم که در سال 1404 از لحاظ علمى، در رتبهى اول منطقه باشیم. بعضى از مسئولین میگویند آقا شما گفتید سال 1404، اما حالا که 1391 است، از لحاظ علمى در رتبهى اول منطقه هستیم. خب، این حرف درست است؛ اما این، آن حرف نیست. حالا آخر راه نیست، وسط راهیم، اول کاریم. باید بتوانید این رتبهى اوّلى را از 1391 - که امسال است - تا 1404 نگه دارید؛ ببینید اقتضاى این نگهدارى چیست؟ خیلى کار لازم دارد. یک یاعلى گفتید و یک جهشى کردید؛ خیلى خوب، رسیدید به رتبهى اول؛ اما دیگران که بیکار ننشستهاند. در منطقه، دیگران هم میخواهند رتبهى اول باشند، رتبهى بالاتر باشند؛ آنها هم دارند تلاش میکنند. بنابراین باید بتوانید این نخبگى را حفظ کنید. در مورد اشخاصِ شما هم عیناً این صدق میکند؛ باید اثرگذارى داشته باشید. همان طور که عرض کردیم، در این شبکهى نخبگانى، باید بتوانید فضاى پیرامون خودتان را به سمت نخبه شدن سوق دهید؛ این یک کار مهمى است، جزو وظائف مهم نخبگان است.
 یک مسئولیت دیگرى که من یادداشت کردم، این است که تلاش خودتان را معطوف به نیازهاى کشور کنید. البته در بیانات دوستان هم هست؛ در دیدارهاى دانشجوئى و دانشگاهى هم که من ماه رمضان و غیر ماه رمضان گاهى داشتم، این را تکرار میکنند؛ اما باید این تحقق پیدا کند، باید عملى شود. الان به ما گزارش میدهند که هفتاد درصد مقالههاى علمى ما ناظر به نیازهاى کشور نیست. نمیدانم چقدر این آمار دقیق است، اما به من اینجور گزارش میشود. این همه شما زحمت بکشید، مقالهى علمى تهیه کنید، از این مقالات علمى سى درصد ناظر به نیازهاى کشور باشد، هفتاد درصد نه! خب، انسان احساس خسارت میکند. باید صددرصد کار علمى، تلاش علمى، تهیهى مقالهى علمى ناظر باشد به نیازهاى شما. شما با I.S.I هم بر این اساس همکارى کنید. آنجائى که مقالهى مورد قبول  I.S.Iچیزى است که شما میتوانید در کشور از آن استفاده کنید، آن را دنبال کنید. ما معیار اساسى در دست داریم؛ معیار ما این است که کشور ما صدها خلل و مشکل و خلا دارد، میخواهیم اینها را پر کنیم. این هم یک نکتهى بسیار اساسى است. البته این بیش از همه احتیاج دارد به همان روش سیستمى که یکى از دوستان اشاره کردند، و تلاشى که بنیاد نخبگان باید در این زمینه انجام دهد.
 توصیهى دیگر من این است که عزیزان! از خودتان مراقبت کنید. مراد من مراقبت فیزیکى نیست. مراقبت کنید در معنویت، در تهذیب نفس؛ این به شما کمک خواهد کرد. باید بتوانیم چهرهى مقبولى در پیشگاه الهى براى خودمان درست کنیم. شما جوانید؛ دلهاتان پاک است، روحهاتان شفاف است. دست  یافتن به رتبهها و مقامات معنوى و روحى در سنینى که شما هستید، شاید بشود گفت ده برابر آسانتر است براى کسى در سنین من. میتوانید توجه پیدا کنید، میتوانید توسل پیدا کنید، میتوانید با خدا انس پیدا کنید، میتوانید خودتان را از گناهان دور نگه دارید؛ یکى از خصوصیات جوان همین است. شما مثلاً جسم یک ژیمناست جوان را در تحرکات گوناگونش نگاه کنید، ببینید چقدر عضلات و بندهاى بدن او قابل انعطافند؛ که یک آدم مسنّى مثل بنده، بههیچوجه یکصدم آن را هم نمیتواند براى خودش به وجود بیاورد. این قدرت انعطاف، یک توانائى است. عین همین، در روح وجود دارد؛ در جان انسان، در دل انسان وجود دارد. شما میتوانید خودتان را متوجه به معانى مترقى و متعالى معنوى کنید؛ این را براى خودتان در نظر بگیرید. توجه به نماز، اهتمام به نماز، خیلى تأثیر دارد. نماز را با توجه خواندن، اول وقت خواندن، با حضور قلب خواندن، با تمرکز خواندن، خیلى خیلى اثر دارد. انس با قرآن، خیلى خوب است. هر روزى یک مقدار قرآن بخوانید، ولو نیم صفحه؛ مواظب باشید ترک نشود. قرآن را باز کنید؛ نیم صفحه، دو آیه، با توجه بخوانید. اینها مستمرند. این، آن مراقبت از معنویت و تهذیب نفس است. بگذارید یک نخبهى علمى - که انشاءالله یک روزى در اوج قلههاى علم خواهد بود - آنچنان در معنویت غرق باشد که بتواند این دانش را به طور خالص و صددرصد به نفع بشریت به کار ببرد. وقتى دل شما با خدا بود، دانش شما دیگر در خدمت بمب اتم یا سلاح سمّى یا شیوههاى اقتصادىِ نابود کنندهى ثروت ملتها به کار نمیرود. امروز دانشمند اقتصادى دنیا، دانشمند اتمى دنیا، دانشمندهاى گوناگون علوم زیستى در دنیا، بسیارى از فرآوردههاى علمىشان در اهلاک بشریت، نابودى جسم بشر یا روح بشر دارد به کار میرود. علم است که میتواند مادهى مخدرِ کشندهاى مثل این موادى که امروز وجود دارد، به وجود بیاورد؛ اینها هم از راه علم به وجود آمده؛ اینها خیانتهاى بزرگ صاحبان علم است؛ به خاطر دلهاى غافل، چشمهاى حریص به پول و زندگى دنیا و مادیت، که بکلى معنویات را فراموش میکنند. شما وقتى مهذب بودید، دانش شما به طور صددرصد به نفع انسانها تمام میشود. این مراقبت اول.
 مراقبت بعدى، مراقبت در تفکر است. فرمودهاند بزرگترین عبادت، تفکر است؛ تفکر در آفرینش، تفکر در وظائف انسان، تفکر در زندگى دنیا، تفکر دربارهى آخرت، تفکر در اوضاع سیاسى عالم، تفکر در مسائل اصولى و اساسى زندگى بشر. ما تحول در علم و پیشرفت در علم داریم، پیشرفت در فکر هم باید پیدا کنیم. اندیشه و تفکر است که خط و جهت و سمت تلاشهاى علمى و اقتصادى و اجتماعى و سیاسى جوامع را ترسیم میکند. این هم مراقبت دوم.
 بعد هم مراقبت نسبت به وضعیت کشورتان؛ نگاه درست و دقیق به مسائل کشور، تحلیل مسائل کشور. امروز نخبگان ما میتوانند در این زمینهها خیلى کارهاى خوبى انجام دهند. ما امروز در یک میدان وسیعى در مقابلهى با جبههى دشمن قرار گرفتهایم؛ آن جبهه، جبههى ضعیفى نیست؛ جبههى تهیدستى نیست؛ پول دارد، تبلیغات دارد، رسانه دارد، علم دارد، سیاست و توانائىهاى سیاسى دارد؛ اما ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى در مقابل همهى فشارهاى او ایستاده. همه جور هم فشار وارد میکنند؛ از فشار امنیتى و نظامى و ترور و ایجاد اغتشاش و غیره بگیرید، تا فشار سیاسى، تا فشار اقتصادى، تا تحریم، و از این قبیل کارها. ملت در مقابل همهى اینها ایستاده و پیش رفته. سى و سه سال است که این فشارها وجود دارد و ملت ایران و انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، با رشادت و با توانائى ایستاده؛ هم فشارها را خنثى کرده، هم خودش را قوى کرده.
 در نقشهى کنونى دنیا، در این کالکى که امروز وضعیت جایگاه و موقعیت نیروهاى سیاسى دنیا و جغرافیاى سیاسى دنیا را ترسیم کرده و وجود دارد، جایگاه خودمان را، جایگاه ملت ایران را، جایگاه نظام جمهورى اسلامى را گم نکنیم؛ ما کجائیم؟ در چه وضعیتى هستیم؟ زورآزمائىها را ببینید، فشارها را ببینید، ناکامىهاى دشمن را مشاهده کنید. البته فشارها خیلى زیاد است - از جوانب مختلف - اما اینکه ما تصور کنیم با فلان تصمیم، با فلان تدبیر و اقدام، موجب شدیم که دشمنى به طرف ما جلب شود، این غلط است؛ این درست نیست. ملت ایران به خاطر جایگاه مستقل خودش، به خاطر تسلیم نشدن در مقابل نظام سلطهى بینالمللى، مورد این تهاجمهاست. چون ملت در مقابل این نظام سلطه تسلیم نشده، فشار مىآورند که تسلیمش کنند. نه تنها نتوانستند او را وادار به تسلیم کنند، بلکه او در جایگاه خودش پافشارىاش هم بیشتر شده، قدرت و توانائىاش هم بیشتر شده. این، دشمنان را دچار عصبانیت و هیجانهائى میکند که اشتباهاتى هم بر اثر این هیجانها از آنها سر میزند؛ که انسان از اشتباهات آنها هم میتواند منتفع شود. بنابراین نخبگان عزیز ما جایگاه نظام جمهورى اسلامى را بدانند.
 و من به شما عرض بکنم؛ با ثروت نیروى انسانى که امروز خوشبختانه کشور ما از آن برخوردار است، خواهیم توانست از تمام این گردنههاى دشوار عبور کنیم. رسیدن به قله، بدون عبور از گردنهها، یک خیال باطل است. گاهى شما در خانه نشستهاید - من بارها مثال میزنم - از پنجرهى خانه نگاه میکنید، کوههاى البرز را مىبینید که افراد دارند روز جمعه یا غیر جمعه از یک جا بالا میروند. انسان از درون همان اتاقى که نشسته، خودش را کنار اینها و در قله مشاهده میکند؛ در حالى که در قله نیست. اگر بخواهید به قله برسید، باید بروید از همین پائین کوه شروع کنید، حرکت کنید، سختىها را تحمل کنید، عرق بریزید، خسته بشوید، مشکلات فراوانى را در راه تحمل کنید، بالاخره هم به قله برسید. رسیدن به قله در مثال کوهپیمائى، صرفاً یک ورزش است؛ رسیدن به هواى آزاد و احساس رضایت و دلشادى است؛ اما در حرکت یک ملت، رسیدن به قله، یعنى رسیدن به سعادت دنیا و آخرت، رسیدن به آرامش، به آسایش، به همهى خوشبختىهائى که یک ملت میتواند براى خودش ترسیم کند. با این ثروتى که کشور ما دارد - هم ثروت انسانى، هم ثروت طبیعى - به توفیق الهى ملت ایران از همهى این گذرگاههاى خطرناک و پیچهاى دشوار و سربالائىهاى سخت عبور خواهد کرد و انشاءالله به قله خواهد رسید.
 امیدوارم خداوند متعال همه‌ى شماها را محفوظ بدارد؛ مسئولین را هم بر وظائف مهمى که برعهدهشان هست، موفق بدارد و انشاءالله روزبهروز ما شما را در پیشرفت و در ترقى ببینیم و انشاءالله خداى متعال کشور ما را و ملت ما را از همهى این میدانها سربلند بیرون بیاورد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
 
1) ابراهیم: 25

 

 

دریافت تمام تصاویر با حجم 18.1 MB


[ چهارشنبه 91/7/12 ] [ 9:23 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب


بازدید امروز: 1925
بازدید دیروز: 1799
کل بازدیدها: 8745807

طلایه دار