سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بی سروسامان





نور علی تابنده کیست؟

دکتر نور علی تابنده قطب فعلی سلسله نعمت اللهی سلطان علیشاهی گنابادی  

صوفی ها معتقدند که قطب یک فرقه، باید مراحل تصوف را، پله پله بگذراند تا به مقام قطبیت برسد؛ اما می بینیم برخی از اینها همچون نورعلی تابنده یک شَبه، قطب می شود و مراحل لازم را سپری نمی کند. 

نور علی تابنده برادر سلطان حسین تابنده بود و چون از همفکران مصدق بود و در مبارزه علیه شاه فعال بود، طرد شد؛ چون خانواده تابنده پیوند تنگاتنگی با دربار محمد رضا پهلوی داشت؛ چنانکه وقتی شاه در سفر خود از مسیر گناباد عبور کرده، برای رفتن به بیرجند به دعوت آقای "عَلم" شب را در منزل آقای تابنده (سلطان حسین) بیتوته نمود؛ که بیانگر روابط بسیار تنگاتنگ آنان با دربار است. یا یکی از متنفذان جدّی دربار، آقای منوچهر اقبال رئیس شرکت ملی نفت است که منصوب به شخص شاه بوده و می گویند به تصوف هم گرایش داشته و قدرتش از وزرا هم بیشتر بوده است. وی دو دختر داشته یکی را به خانواده تابنده، و دیگری را به خانواده شاه می دهد، یعنی شاه با خانواده تابنده عجین شده است.


                                                           دکتر تابنده قطب فعلی گنابادیه

به همین دلیل است که خانواده تابنده، نورعلی را طرد می کند و وی سالیان سال به بیدخت نمی رود . این روند سپری می شود تا پایان دهه 40 و 50 که همچنان نور علی مطرود خانواده است و مورد بی مهری خانواده تابنده قرار می گیرد. بعد از پیروزی انقلاب هم این روند استمرار دارد؛ ولی آقای نور علی تابنده بنا به نوع گرایشاتی که به جریان لیبرالیسم دارد، تحت تأثیر تفکرات لیبرالیسم قرار می گیرد و با نظام جمهوری اسلامی سر ستیز پیدا می کند. این تعارض استمرار پیدا می کند تا اینکه ایشان در اوائل دهه 70 یک بار دستگیر می شود و به اتفاق بعضی از سران نهضت آزادی مدت کوتاهی در زندان به سر می برد.
 

                                                      تابنده


بعد از آزادی نه سر سازگاری با خانواده تابنده و نه گرایشی به تصوف دارد. از قضای اتفاق می بینیم که رضا علیشاه فوت می کند و قطبیت به برادرش منتقل نمی شود؛ بلکه به پسرش، یعنی « علی تابنده ( محبوب علیشاه) » انتقال می یابد. در این مقطع، در اواسط دهه 70 که محبوب علیشاه به طرز مشکوکی فوت می کند، از قضای روزگار قطبیت به آقای نور علی تابنده می رسد. این وضعیت سوالهای بسیاری را پدید می آورد؛

                   تابنده

 

حال چرا قطبیت را می پذیرد هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد جز اینکه از بستر تصوف برای اهداف سیاسی و مبارزه با نظام سیاسی استفاده بکند یعنی آن جریان را و معتقدین آن جریان و پیروان آن جریان را بیاورد تحت سیطره خودش قرار بدهد زیر چتر خودش بگیرد تا آنها را بسیج بکند برای اهداف سیاسی و ما دقیقاً‌چنین رفتاری را از جریان تصوف بعد از قطبیت آقای نور علی تابنده داریم ما غائله قم را در دوران قطبیت آقای نور علی تابنده داریم جریان های سایت ها و وبلاگ های تصوف که راه اندازی می شوند که می خواهند هم ابراز بکند که ما گرایش سیاسی نداریم اما نوع گزینش خبری که دراین سایت ها و وبلاگ ها صورت میگیرد یعنی هر جریان معارضی که هر چند ضعیف علیه نظام باشد این ها اخبارش را در سایت ها و و بلاگ ها پوشش می دهند خوب این نوعی مبارزه سیاسی است ولی مبارزه سیاسی نرم یکجا مثل قم مبارزه سیاسی سخت می کنند ولی چون با شکست مواجه می شود بلا فاصله خودشان را در یک تغیر تاکتیک ، آن حرکت را محکوم می کنند می گویند آن غائله مال ما نبوده غائله آفرینها در موضع مخالفین غائله سازان قرار میگیرند و آن حرکت را محکوم می کنند و دیگر به این نتیجه می رسند که فاز سخت در مقابل نظام سیاسی محکوم به شکست است آسیب رفتارهای سخت بسیار بالاتر است، ‌ریسک رفتارهای سخت بسیار شدید و شکنده است لذا از این موضع عدول می کنند و وارد فاز مبارزه نرم می شوند یکی از این مبارزات نرم همین حرکت هایی است که در سایت ها و وبلاگ ها می کنند ارتباطی است که با سایت های بیگانه میگیرند ارتباطی با رادیو های بیگانه با شبکه های خبری بیگانه میگیرند و شبکه های خبری بیگانه سریعاً اخبار اینها را با رنگ و لعاب خاصی پوشش می دهند در این صورت آن چیزی که به نظر می آید و متصور است ادامه حرکت های سیاسی جناب آقای نور علی تابنده و بهره گیری ابزاری از جریان تصوف به این فرقه آسیب جدی وارد خواهد کرد چون این رفتارها ، رفتارهای اعتقادی نیست ، اثر اعتقاد نیست بلکه کسی که اصلاً ‌جریان تصوف را یک پول سیاه هم قبول ندارد و سابقه تاریخی و بیو گرافی او این را نشان می دهد به عنوان  قطب قرار بگیرد و از جریان تصوف به عنوان یک ابزار برای رسیدن به اهداف سیاسی اش استفاده بکند یقیناً جریان فکری تصوف با اینگونه مدیریت ها آسیب جدی خواهد دید به همین خاطر بعضی از شیوخ و بزرگان با حرکتهای آقای تابنده مخالفتهای جدی دارند و آنان به این خطرات واقف اند که ادامه این روند و هدایت جریان تصوف به عنوان یک ابزار سیاسی آسیب های جدی به جامعه تصوف وارد خواهد کرد و بعضی از مخالفتهای شیوخ سلسله دقیقاً هوشمندانه است و قابل فهم است که آنها چرا با آقای نور علی تابنده مخالفت می کنند و اسرار دارند که حداقل ادامه قطبیت در خانواده تابنده نباشد چون به این نکته واقف اند که ادامه مسیر آنها را به یک اضمحلال قطعی سوق خواهد داد.


برگرفته از وبلاگ http://www.majzobalishah.mihanblog.com/

[ یکشنبه 90/6/20 ] [ 7:58 عصر ] [ کربلایی جواد ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب


بازدید امروز: 190
بازدید دیروز: 1444
کل بازدیدها: 10151433

طلایه دار